روزهای زیبا
بازم رمضان 
به بـــــــــــه , بازم عطر خوش بازم حال خوش بازم روزهای خوش
رمضان رو خیلی دوست دارم خیلی قشنگه زیباییش غیر قابل وصفه 
باهاش عشششششششششق میکنم 
گل مامانی انگار شما هم متوجه این چیزها شدی انگار میدونی ماه روزه چیه ... بابا رو میبینی که غذا نمیخوره شما هم میل نداری و انگار میخوای روزه باشی
قبول باشه خانوم کوچولو

جمعه قبل از ماه رمضون بود که رفتیم استخر باغ عمویه هلیا 
به اتفاق خانواده خاله منصوره و فریبا و مادر جون و عسل 
برات خیلی جالب بود آخه تجربه ی اولت بود اولش دوست نداشتی خیس بشی فکر کنم بخاطر سردی آب بود ... استخرت رو برده بودیم اونجا و داداشیها برات پرش کردن کمی که گرم شد و بازی کردن دیگران رو دیدی یاد گرفتی که توش بازی کنی 
خیلی بهمون خوش گذشت و دل سیییییییییییییر شنا کردیم بابا که تا لحظه آخر تو استخر بود و کلی سرحال اومد

اون شکلاتها رو محکم تو دستت گرفته بودی هیچ جوری نتونستم از دستت دربیارم با همونا هم برگشتیم خونه 
عششششششششششق شکلاااات






روزهای زیبا 

